نام کتاب: زیبای زیر خاک خفته
نویسنده: محمداعظم رهنورد زریاب
گزینش: محمدحسین محمدی
ناشر: خانه ادبیات افغانستان و انتشارات سوره مهر
نوبت چاپ: اول 1388
شمارگان: هزارو پانصد نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «زیبای زیر خاک خفته»، نوشته استاد محمداعظم رهنورد زریاب، داستاننویس بزرگ افغانستان را روانه بازار کرد. «زیبای زیر خاک خفته»، هفتمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان این بار در ایران و با همکاری انتشارات سوره مهر منتشر میکند.
در این کتاب، هجده داستان کوتاه از استاد رهنورد زریاب به چشم میخورد. این اثر در238 صفحه گرد آمده است. در آغاز و پایان این مجموعه، معرفی و نقدگونهای بر آثار رهنورد زریاب به قلم محمدحسین محمدی، داستاننویس معاصر کشور نقش بسته است.
داستانهای این مجموعه به این شرح است: مارهای زیر درختان سنجد، برف و نقشهای روی دیوار، کفتر، قلم، بلستی فراری، زیبای زیر خاک خفته، تابوتساز، یادداشتهای یک مرغ، و ماه عید بود، مدیر مجله، مرد کوهستان، پرده سرمهای رنگ، و به آخر رسیده بود، پیراهن گلدار، خواستم نویسنده شوم، هفت بار، گدیپران باز (بادبادک باز)، دوستی از شهری دور.
بخشی از داستان کوتاه «میخواستم نویسنده شوم» را با هم میخوانیم:
«نی، من نویسنده میشوم... خدایا، چه طور برایتان بفهمانم؟ شما بلزاک را نمیشناسید. چخوف را نمیشناسید. گوگول را نمیشناسید. اینها همه نویسنده بودند. داستان مینوشتند. قصه... قصههای خوب مینوشتند.» پدرم سرش را خم کرد و پرسید: «تو قصه چی چیز را میخواهی بنویسی؟» به وجد آمدم: «قصه زندگی را، قصه خودم را، قصه شما را، قصه مادرم را، قصه همسایهها را. میفهمید. این قصهها خیلی جالب استند. ارزش دارند». پدرم با علاقه پرسید: «بعد از آنکه نوشتی، چی میکنی؟» جواب دادم: «میدهم به مجلهها که چاپ شود تا مردم بخوانند، خود را و جامعه خود را بشناسند...».
پدرم با فریاد غضبآلودی سخنم را برید: «عجب! حالا فهمیدم که میخواهی ما را رسوا بسازی. افسانه مردم بسازی... مبارک باشد، مبارک باشد!»