تبليغاتX
قند پارسی

با طعم موسيقي و شعر

دومين همايش روايت همدلي برگزار شد

خانه ادبیات افغانستان با همکاری انجمن دوستي ايران و افغانستان؛ شهرداری باقرشهر تهران و خانه فرهنگ آفتاب دومين همایش فرهنگی - هنری «روایت همدلی» را با حضور شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی و افغان و مردم باقرشهر برگزار کرد.

 

این برنامه، عصر روز جمعه 29 آذر ماه (قوس) 1387 با نواخته شدن سرود ملی دو کشور افغانستان و ایران در مجموعه فرهنگی عطر یاس باقرشهر آغاز به کار کرد. در آغازمهمانان اين همايشبه تماشاي هنرمندي نوجوانان افغانستان با نمايش‌نامه (حسين قلي مردي كه لب نداشت) نشستند. كار گردان اين نمايشنامه حميد پور آذري و نويسنده گان آن امير سهرابي و نشمينه نوروزي بودند كه  با اقتباس از شعر شاملو آن را آماده‌اي  نمايش كرده بودند. آن گاه شاعران معاصر ایران و افغانستان نظیر مريم احمدي، محمد حسين فياض، علی محمد مؤدب و علی مدد رضوانی در يك فضاي صميمي با خواندن شعر همدلي هاي شان را روايت كردند .

محمدسرور رجایی، دبير اجرایی دومين همايش روايت همدلي در سخناني گفت: افغانستان،همسايه شرقي ايران خاستگاه زبان فارسي دري است است و بيش از تمام كشور هاي ديگر با ايران مشتركات تاريخي و فرهنگي دارد.اما در اين ميان زبان ويژگي تعيين كننده‌اي بين مردم افغانستان و ايران دارد. رجايي در ادامه گفت: هيچ كشوري مثل افغانستان با ايران اشتراكات تاريخي و فرهنگي اين چنيني ندارد. اگر ما به گذشته ها نگاهي بيندازيم مي دانيم كه  حدودا 260 سال پيش كشور هاي ما حاكميت سياسي واحدي داشته است.

 در پايان اين همايش فرهنگي – هنري، دكترمحمد سرور مولايي استاد دانشگاه، گفت: پيوند هاي مشترك زيادي عامل اين همدلي و هم زباني هاي ما ست . بلخ، كه امروز در جغرافياي كنوني افغانستان جاي دارد مربوط به تمام اهالي زبان فارسي است. وقتي شادروان استاد خليل الله خليلي شاعر نام آورافغانستان در سال 1339به ايران آمد و به شيراز رفت در واقع پيام بلخ را به شيراز آورده بود  آنجا كه در غزلي مي گويد:

مژده اي شيراز من بوي بهار آورده ام ---   پيك گلزار دلم پيغام يار آورده ام

 او بخشي از وجود خود را در تخت جمشيد باز يافت و برايش شعر سرود. ما بايد اين گونه فكر كنيم و اين گونه باشيم. وي در ادامه گفت: ما بايد تاريخ خودرا بيشتر مطالعه كنيم و بيشتر به آن آشنا شويم وبه بيان اتفاق هاي تاريخي و فرهنگي شهر هاي بلخ، غزني وهرات پرداخت. اتفاق هاي كه باعث گسترش بيشتر زبان و فرهنگ فارسي در منطقه و حتي در شبه قاره هند شده است. دكتر مولايي حكومت هفتصد ساله زبان و فرهنگ فارسي را در هند متاثر از خراسان بزرگ دانسته و گفت: نهرو سياست مدار معاصر كشور هند گفته است. اگر از تاريخ هند دوره هفتصد ساله زبان فارسي را بگيريم ؛ براي تاريخ ما چيزي باقي نمي ماند.

گفتنی است كه در كنار شخصيت هاي فرهنگي دو ملت شماری از اعضای خانه ادبيات افغانستان، خانه فرهنگ آفتاب، انجمن سایه بان آبی، انجمن هنرمندان افغانستان، مسئولان شهری، مسئولان نیروی انتظامی باقرشهرومهاجران افغاني ساكن اين شهر، در این برنامه حضور داشتند . دومين همايش روايت همدلي با اجراي موسيقي توسط عبدالرحيم جعفري شاعر و آهنگساز جوان افغانستاني و عضو خانه ادبيات افغانستان به كار خود پايان داد.

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 7:15 به دست روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان |

خانه ادبیات افغانستان برگزار می­کند:

نقد و بررسی کارنامه ادبی «محمود جعفری»؛ شاعر و پژوهشگر معاصر

 

دبیرخانه شب­های کابل:

پنجمین شب از «شب­های کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی «محمود جعفری»؛ شاعر و پژوهشگر معاصر افغانستان می­پردازد.

شب پنجم «شب­های کابل» با سخنرانی آقایان احمدضیا رفعت، سلطان­سالار عزیزپور و محمدصادق دهقان، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه 28 قوس 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار می­شود.

خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار می­کند. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 13:52 به دست روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان |

در دومين همايش روايت همدلي

مردم افغانستان وايران نوايي همدلي را مي سرايند

 

خانه ادبيات افغانستان با همكاري شهرداري باقر شهر، انجمن دوستي ايران و افغانستان و خانه فرهنگ آفتاب ، دومين  همايش فرهنگي - هنري «روايت همدلي» را با هدف افزايش پيوندهاي فرهنگي ميان دو ملت بزرگ افغانستان و ايران برگزار مي كند.
در اين همايش ، شاعران، هنرمندان، فرهنگيان و مردم هم زبان هر دو كشور، روايتگر همدلي هايي خواهند بود كه ريشه در فرهنگ و تاريخ مشترك ايران و افغانستان دارد.

شعرخواني شاعران جوان هردو كشور، نمايش تئاتر (حسين قلي مردي كه لب نداشت)با كار گرداني حميدپورآذر و هنرمندي هنرمندان نوجوان افغانستان، سخنراني دكتر كاظم كهدويي استاد دانشگاه  و رايزن فرهنگي سابق ايران در كابل و دكتر محمد سرور مولايي استاد دانشگاه ورييس سابق دانشگاه باميان و اجراي موسيقي توسط عبدالرحيم جعفري از جمله برنامه هايي است كه خانه ادبيات افغانستان براي اين همايش درنظر گرفته است. اين برنامه ساعت ۱۴ روز جمعه  29 آذر ماه  (قوس) در تالار عطر ياس واقع در جاده قديم قم، باقرشهر، خيابان ۲۰ متري آيت الله كاشاني، برگزار مي شود.

لازم به ياد آوري است كه اولين همايش روايت همدلي نيز درسال گذشته با همكاري شهرداري باقر شهر، خانه ادبيات افغانستان و خانه فرهنگ آفتاب در 14 دي ماه (جدي) برگزار شده بود.

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 22:34 به دست روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان |

خانه ادبیات افغانستان برگزارکرد:

شب چهارم «شب­های کابل» همراه با رونمایی کتاب «شب که از پوست­مان گذشت»

 

دبیرخانه شب­های کابل:

چهارمین شب از «شب­های کابل» با نقد و بررسی کارنامه ادبی بانو خالده فروغ؛ شاعر معاصر افغانستان و رونمایی کتاب «شب که از پوست­مان گذشت» برگزار شد.

شب چهارم «شب­های کابل» با گردانندگی آصف آشنا، شاعر جوان کشور آغاز شد. در این برنامه، آقای محمدافسر ره­بین؛ شاعر و نویسنده درباره ساختار کلی شعرهای بانو فروغ گفت: «چگونگیِ آگاهی از هستن و نیستن که تعریف کلی از هنر و به گونه ویژه از شعر  به دست می­دهد، خیلی روشن در آثار خالده فروغ بازتاب یافته است.  خالده فروغ با آگاهی و شناخت جامع از پدیده­ها و رخدادهای اجتماعی، در پی نشان دادن واقعیت­ها  برمی­خیزد. خالده در سرایش شعر، بی آن­که در قید نظم­بندی فنی افتاده باشد، صمیمانه با شعر می­آمیزد. خالده در سروده­های خود از نیمایی تا سپید را به تجربه برخاسته و در همه گونه­های شعر (اوزان کهن، اوزان نیمایی، سپید) نمونه­های موفق و زیبا ارایه داده است».

ره­بین در بخش دیگری از سخنانش، سه محور مهمی را که شعر فروغ بر مدار آن­ها می­چرخد، چنین برشمرد: «خالده فروغ به منظور تبیین جهان­بینی خود در شعر، قاعدتا به سه عنصر مهم توجه نموده است: عشق و عرفان؛ اسطوره­پردازی (دینی ـ تاریخی)؛ میهن­ستایی و سیاست. پیوند شعریِ خالده با عشق، از نوع نظام عشق­خدایی است که پیشینیان شعر فارسی بیش­ترینه ارادت­کیش و پیرو آن بوده­اند. برخوردهای عارفانه با عشق ـ و هر از گاه در مفاهیم انتزاعی ـ شعر او را خصلت توجیه­پذیری و معنا­گستری بیش­تر می­بخشد. از همین روست که سروده­های عشقی خالده با چشم­اندازهای سپهری و زمینی تعریف­پذیر می­باشند».

این منتقد ادبی درباره اسطوره­پردازی و سیاست­گرایی در شعر فروغ افزود: «اسطوره­پردازی نیز یکی از جنبه­های جالب شعر خالده فروغ را می­سازد. خالده با استناد به شخصیت­ها و سیماها و قصه­های تاریخی ـ قرآنی، تلاش ورزیده است کلامش را هویت دینی و فرهنگی ببخشد. فروغ در شماری از اشعار خود به سیاست­گرایی پرداخته است. اما این سخن به هیچ وجه سیاسی شدن او در شعر را بیان نمی­دارد. خالده با زیرکی تمام در حد تعادل به سیاست­گری در شعر پرداخته است و به گونه­ای که از سروده­های او برمی­آید، در برابر رخدادهای اجتماعی واکنش­های لازم ارایه داده است و هر از گاه با زبانی نمادین به توضیح  وضعیت پرداخته است».

در میانه برنامه، آقای محمود جعفری؛ مدیر آموزش و پژوهش خانه ادبیات افغانستان، با اعلام این­که برنامه­های آموزشی خانه ادبیات به صورت نظام­مند از ماه قوس آغاز می­شود، به معرفی و رونمایی کتاب «شب که از پوست­مان گذشت» پرداخت. این کتاب، دومین مجموعه شعری محمدصادق دهقان، شاعر معاصر کشور است که خانه ادبیات افغانستان آن را به عنوان دومین مجموعه از سلسله انتشارات خود در ماه عقرب به بازار نشر افغانستان روان کرد. «شب که از پوست­مان گذشت»، 96 صفحه دارد و دربردارنده چهل شعر سپید از این شاعر است.

بانو محبوبه ابراهیمی، دومین سخنران شب چهارم بود که سخنش را با بررسی جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر افغانستان و مقایسه کلی آن با ادبیات ایران و تاجیکستان آغاز کرد. عضو بنیان­گذار خانه ادبیات افغانستان، نقد کارنامه فروغ را در سه بخش زبان، تخیل و اندیشه سامان داد. او در بخش نخست سخنانش، انتخاب واژگانی و ترکیب­سازی را از ویژگی­های شعر فروغ دانست. با این حال، به گفته وی، آوردن واژگان قدیمی تنها عامل در باستان­گرایی نیست، بلکه همه عناصر زبان باید در خدمت ساختار آرکاییک قرار گیرد. ابراهیمی درباره ترکیب­سازی فروغ گفت: «خالده، شاعر ترکیب­سازی است و از این نظر، میان شاعران هم­وطن خود خاص و منحصربه­فرد است. با این حال، مشکل او ساختن ترکیب­های سخت و زنجیر­دار و گاهی، در هم آمیختن نامتناسب ترکیب انتزاعی با تصویر مادی یا برعکس است». بانو ابراهیمی در زمینه نقش اندیشه در شعرهای فروغ، به مواردی مانند میل به شناخت و شناساندن خود، جست­وجوی عشق، امیدواری، آرمان­خواهی و محدود نبودن به زمان و مکان اشاره کرد. این شاعر و منتقد ادبی در پایان سخنان خود، با بررسی تیتروار آخرین مجموعه شعری فروغ به نام «همیشه پنج عصر» بیان داشت که خالده در این کتاب به ثبات زبانی رسیده است. با این حال، تخیل اندک، ترکیب­سازی­های دشوار و از دست دادن لحن حماسی پیشین را از ویژگی­های این کتاب دانست.

آن­گاه عبدالشکور نظری؛ شاعر و منتقد ادبی درباره ساختار کلی شعر فروغ گفت: «فروغ کوشیده است از محدوده­های تعریف شده و خط قرمزهای موجود و چارچوب­های تنگ برآمده از دل سنت و تاریخ این مرز و بوم فراتر رفته و موجودیت خود را نه به عنوان یک زن، که به عنوان یک انسان آزاد، انتخاب­گر و مسئول، اعلام، تثبیت و تعریف کند. فروغ، یک زن است. انتظار آن است که احساسات و عواطف زنانه و زنانگی با توجه به تجربیات، شرایط و مسایل خاص آنان در کارنامه او رنگ و رونق بیش­تری می­داشت، هرچند که این یک حکم قطعی و حتمی نیست، ولی به هر حال، تبارزات و تظاهرات بیرونی عواطف و احساسات واقعی یک زن آن هم یک زن جهان ­سومی و افغانی، اگر طبیعی و بدون سانسور عرضه شود، نمی­تواند ویژگی و مشخصات خاص خودش را نداشته باشد».

نظری با تقسیم کردن نقد کارنامه ادبی فروغ در دو بخش درون­مایه و ساختار بیرونی، درباره درون­مایه اشعار او چنین گفت: «فروغ از این زاویه، تلاش زیادی برای کشف فضاهای تازه فکری و پرورش مفاهیم و معانی جدید و مستند به جهان­بینی و تجربیات ویژه به خرج نداده است و با ورود به جهان آثار او، شما این احساس را ندارید که در یک جهان باهویت، فضاها و عناصر خاص فکری گام گذاشته­اید». شاعر «خیابان­های سرگردان» در زمینه ساختار بیرونی شعرهای فروغ افزود: «فروغ در این بخش، تا حدودی موفق بوده است. آثار او از این جهت استحکام معمول را داراست. در کارهای کلاسیک او این استحکام و پیوستگی صوری و محتوایی در طول اثر یعنی محور عمودی و هم در عرض آن یعنی محور افقی بیش­تر به چشم می­آید. فروغ تا اندازه زیادی نسبت به استفاده از امکانات فنی، شگردهای زبانی، آرایه­ها و صور خیال بی توجه بوده است. زبان در کارهای سپید او ویژگی­های سبکی و فنی لازم را ندارد و از شگردهایی چون ایجاز، تکرار، ترکیب­سازی، غرابت، باستان­گرایی، حذف، جابه­جایی جمله و غیره که به شعر سپید، امتیاز، تشخص، هویت و تأثیرگذاری خاص می­بخشد، تهی است، هرچند که زبان در کارهای سپید او روانی، صمیمیت، تازگی و روزآمدی بیش­تری دارد».

در پایان برنامه، بانو خالده فروغ در سخنان کوتاهی، تلاش خانه ادبیات افغانستان را در بنا نهادن «شب­های کابل» برای رواج دادن فرهنگ «نقد ادبی» در جامعه کنونی افغانستان، غنیمت بزرگی برای ادبیات دانست و پایداری این برنامه را آرزو کرد.

شب چهارم از شب­های کابل، با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه 30 عقرب 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب برگزار شد.

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 7:32 به دست روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان |