تبليغاتX
قند پارسی

دريغ و درد، با اظهار تاسف با خبر شديم كه جامعة فرهنگي ادبي افغانستان يكي ديگر ازخادمان صديق فرهنگي خود را از دست داد. خانه ادبيات افغانستان ضايعة درگذشت زنده ياد استاد غلام فاروق (نيلاب رحيمي) را به خانوادة آن مرحوم و دوستداران فرهنگ زبان فارسي تسليت مي گويد. هفته پيش وقتي با دوستان از نمايشگاه بين المللي كابل بر مي گشتم در ميانة راه دوستي اين خبر تلخ را گفت : كه هفته گذشته در روز هشتم ثور  نيلاب رحيمي هم بر اثر مريضی که داشت  جاودانه شد. اول فكر مي كردم شوخي مي كند يا كدام رحيمي ديگر است . گفتم منظور شما كيست استاد نيلاب مسوول كتاب خانه عامه ، نويسنده و كتابشناس ما كه نيست . با اندوه گفت مگر تو خبر نداري  ؟

به فكر فرو رفتم و يادم آمد كه چقدر مهربانانه  در  تابستان 85 در دفتر كارش از من استقبال كرد  و باهم حدود 2 ساعت صحبت كرديم . آنهم در قالب يك گفت و گو . آن و قت او برايم گفت كه آخرين سفر خارجي ام  در سال 81 به ايران بود كه  در نمايشگاه بين المللي تهران دعوت شده بودم . هنوز آن گفت و گو را در جايي به چاپ نرسانده ام . حالا لازم مي دانم كه بخشي از آن را در وبلاگ خانه ادبيات بياورم . زيرا آنروز هم به عنوان يكي از اعضاي اين خانه خدمتش رسيده بودم . متن مفصل اين مصاحبه بماند براي بعد .

 

 آقاي رحيمي آيا تاكنون به كشورهاي ديگر مسافرت داشته‌ايد؟

بلي سفرهاي زيادي داشته‌ام به كشورهاي شوروي سابق، مولداويا، پاكستان و ايران. آخرين سفر من در سال 1381 در جمهوري اسلامي ايران اتفاق افتاد كه در   نمايشگاه بين‌المللي تهران دعوت شده بودم.

وضعيت فرهنگي اين كشورها را چگونه ديديد؟ آيا وضعيت فرهنگي ما با وضعيت فرهنگي اين كشور قابل مقايسه بود يا خير؟

وضعيت فرهنگي ما با هيچ كشوري قابل مقايسه نيست؛ حتي اين مقايسه انجام دادن يك كار اشتباه است. هر كشور بايد وضعيت فرهنگي خود را بشناسد و درك نمايد. ولي در سال 1381 در ايران دعوت شدم و رفتم. فضاي فرهنگي ايران را كه مشاهده كردم با يك دنياي جديد فرهنگي برخوردم و تجربه كردم كه از هيچ لحاظ با كشور ما قابل مقايسه نيست. دليلش هم بيش از 25 سال جنگ و آوارگي فرهنگيان ما به خارج از افغانستان است. تصور من از تبعات جنگ‌هاي ويرانگر اين است كه مردم ما را نه تنها قانون‌گريز بار آورده بلكه قانون شكن هم ساخته است. شايد اسكيموهاي قطب جنوب نظم و نسق داشته باشند و پاي‌بند به قانون شان باشند. در كشور ما بعضي‌ها بسيار علاقه دارند كه نشريه داشته باشند و عده‌اي هم دارند. اما با كمال تأسف از قانون مطبوعات چيزي نمي‌فهمند و فكر مي‌كنند كه آگاه‌ترين فرد جامعه‌اند. ولي اين‌طور نيست از بي‌خبرترين فرد جامعه هم بي‌خبرترند. اين مسائل از پيامدهاي جنگ است. تا در بين مردم نظم ايجاد شود و قوام يابد زمان زيادي را لازم دارد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:32 به دست روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان |