مراسم تقدیر از تلاشهای ادبی "ضیاء قاسمی" شاعر افغانستان دبیر «خانه ادبیات افغانستان» و "محبوبه ابراهیمی" مدیر مسوول نشریه ادبی "فرخار" عصر روز پنج شنبه 10 جوزا 1386 خورشیدی درتالار اندیشه حوزه هنری تهران برگزارشد.

اين متن را به گزارش خبرنگار آتیبان مي آوريم.
محمد حسین محمدی از اعضای خانه ادبیات افغانستان و نویسنده کوشای افغان به عنوان نخستین سخنران مراسم، پس اشاره به ویژه گی ها خوب ضیاء قاسمی،گفت:در كنار ضیاء هیچ وقت احساس تنهایی نکرده ام. او در سال های حضورش در كشور ایران،فرصت های زیادی را برای من فراهم كرد. بیش از آنکه برای خودش فرصتی فراهم كند، این فرصت ها را برای من و دیگران فراهم می کرد.
وی تصریح كرد: قاسمی با تلاش هایی كه كرد، تاثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان افغانستانی - دركشور ایران- گذاشته. او كارهای زیادی برای ادبیات افغانستان انجام داد، از آن جمله می توان به بنیان گذاری خانه ادبیات افغانستان اشاره كرد.
محمدی كه به تازه گی كتاب "فرهنگ داستان نویسی افغانستان"را در تهران منتشر كرده است ، سخنش را اینگونه به پایان رساند: امیدوارم با بازگشت ضیاء قاسمی به وطنش، نتایج تلاش های مستمر او در حوزه شعر افغانستان بیش از پیش مشاهده شود.
پس از شعرخوانی تعدای از شاعران افغانستانی و ایرانی حاضر در این مراسم، "جواد محقق" - شاعر و نویسنده ایرانی – به ایراد سخن پرداخت و گفت:جنگ باتمام بدی هایش تاثیراتی بر زندگی می گذارد كه از آن جمله ، تاثیر جنگ بر شعر یک انسان جنگ زده است. من فكر می كنم بسیاری از پیشرفت های انسان محصول جنگ است. همین جنگ های افغانستان بهانه ای شدند که ما گرد هم جمع شویم .
محقق معتقد است: جنگ صدمات روحی وجسمی زیادی دارد ،اما همین جنگها با تمام بدی هایشان ، برای مردم افغانستان برکاتی هم به بار آورده .
وی با اشاره به اطلاعات كم ایرانیان نسبت به ادبیات و شعر كشورهایی مانندپاكستان و تاجیكستان ودیگر همسایگان،گفت:پس از جنگ های افغانستان و حضور شاعران افغانستانی در ایران ، ما با شعر افغانستان خیلی آشنا شدیم . دیگر شعر افغانستان برای ما غریبه نیست.
این شاعر ایرانی گفت: شعر افغانستان در سال های پیش از انقلاب ایران، نوعی کپی دست چندم از شعر شاعران ایرانی بود، اما پس از مهاجرت آنها به كشور ایران، علاوه بر اینكه شعر افغانستان روبه جلو حركت كرد ، بر شعر ایران هم تاثیر گذاشت. امروز تاثیر شعر این دو كشور بر یکدیگر آشکار است.
محقق در ادامه سخنان خود به فعالیت های اجرایی ضیاء قاسمی اشاره كرد و گفت:گاهی افرادی پیدا می شوند كه، اگر چه استعداد و خلاقیت خلق اثر را دارند ، اما با فدا كردن این استعداد برای دیگران ، نقش پیوندی اجرا می كنند. قاسمی هم از این گروه است . او بخش زیادی از نیروی خود را برای پیوند دادن ، شاعران ایران و افغانستان و قرار دادن شاعران افغانستان كنار هم بكار برد.
این محقق ادبی با بیان اینكه « مهره تسبیح به تنهایی چندان دیده نمی شود، اما با كنار هم قرار گرفتن شكل می پذیرد.» به قاسمی اشاره كرد و اظهار داشت: او می توانست مهره باشد، به خاطر دیگران، مانند بند تسبیح عمل كرد. قاسمی همانند بند تسبیحی است كه توانسته مهره های دیگر را كنار هم قرار دهد.
"علی معلم" - شاعر و محقق ایرانی- دیگر سخنران دعوت شده به این مراسم بود كه با حضور در جایگاه ، گفت:من گاهی از قاسمی می پرسیدم ، واقعاً ایرانی هستی یا افغانستانی. او همیشه به شكلی آرام رفتار می كرد كه بر خلاف برخی، هیچ گونه غرور و خودبرتر بینی در او دیده نمی شد. آنقدر با او احساس دوستی و نزدیكی می کردم که هرگز نتوانستم بفهمم او ایرانی است یا افغانستانی؟
معلم در ادامه با اشاره به برخی اختلافات سیاسی بین سیاستمدران ایران و افغانستان،گفت : اختلافهای بین سیاستمداران و مسایل سیاسی آنها به ما مربوط نمی شود ، چرا كه رودخانه ما رودخانه فضیلت و فرهنگ است.
وی با اشاره به نوع رفتار شایسته و خوب قاسمی ، تصریح كرد: ای کاش ایران و افغانستان، پر از ضیاء قاسمی بود. ضیاء قاسمی یك الگوی خوب است.
اسماعیل امینی - شاعر ایرانی- نیز در سخنانی با اشاره به اینكه انسان ها دو دسته هستند،اظهار كرد: عده ای عاقل اند و عده ای عاشق. برخی از دوستان وقتی وارد مشاغل اداری می شوند یا به دنیای مادی پا می گذارند، از دنیای عاشقانه خود فاصله می گیرند. اما قاسمی حتا پس از ازدواج و درگیر شدن با زندگی، بیشتر وقت خود را برای عشقش گذاشت. دشواری هی زندگی نتوانست او را از شعر دور كند.
امینی با اشاره به تفاوت های اهل هنر و ادب با سیاستمدران ، گفت: دنیا برای انسانهایی که اهل قدرت، سیاست، اقتصاد هستند، تنگ است؛ اما برای هنرمندان برعکس. هنرمندان دوست دارند جهان به جایی برسد که همه مردم حرف همدیگر را بفهمند.
این طنز پرداز در بخشی دیگر از سخنان خود به حضورش در برخی نشست های شعر بچههای افغانستان كه در حوزه هنری برگزار می شد،اشاره كرد و گفت:شعر امروز جوانان ایران حرف چندانی برای گفتن ندارد. جوانان ایرانی اگرچه كتاب های زیادی خوانده اند و تئوری های زیادمی دانند، اما بیشتر با صورت های شعری بازی می كنند. اما این عیب در شعر جوانان افغانستان یا نیست یا خیلی كم است.
وی افزود: سرودن شعر برای شاعر افغانستان ناگزیر بوده است. آنها اول حرفی برای گفتن داشته اند و بعد به جستجوی راهی برای بیان آن رفته اند؛به همین دلیل آنها همیشه در شعرهایشان حرفی برای گفتن داشته اند. من هر وقت می خواستم حرف تازه در شعر بشنوم ، به شعر خوانی بچه های افغانستان در حوزه هنری می آمدم.
پس از امینی نوبت به محبوبه ابراهیمی رسید كه در مورد همسرش بگوید. او با اشاره به آرامش قاسمی گفت: او خیلی آرام و جذاب است. همیشه انسان دنبال چیزی می گردد كه ندارد،تا بتواند با آن خودش را كامل كند. ضیا برای من كامل كننده بود.
آخرین سخنران این مراسم نیز،خود "ضیاء قاسمی" بود . او با اشاره به اینكه حرف زدن برایش سخت است ، گفت : اما دندان روی جگر می گذارم و خودم را كنترل می كنم، تا بتوانم حرف هایم را بزنم . 10 ساله كه بودم ، در لحظه عبور از مرز افغانستان و آمدن به آواره گی، دستم در دست پدرم بود و اکنون بعد از 22 سال که از همان مرز باید بگذرم، دست پسر هشت ساله ام در دست من است و این یعنی آوارگی مجدد من و یک نسل دیگر.
وی افزود: البته این آوارگی برای من محاسنی هم داشت از جمله اینکه دیگر تمام شهرهای ایران از مشهد گرفته تا همدان و قم برای من یکسان اند و نسبت به همه آنها تعلق خاطر دارم.
این شاعر با اشاره به مطالب برخی رسانه در مورد اینكه بازگشت قاسمی به اجبار است ،گفت : باید بگویم،با پایان مهلت اقامتم در ایران، و اتمام تحصیلاتم ، دیگر دلیل قانونیی برای ماندن من نیست . بازگشت من به دلخواه خودم نیست، اما از بازگشت به وطنم خوشحالم. اینکه نمی توانم از فردا طلوع خورشید تهران را ببینم ناراحتم، اما از اینکه طلوع خورشید کابل را می بینم خوشحالم. در حقیقت من هم خوشحالم هم غمگین.
قاسمی كه به تازگی مجموعه شعر او با عنوان « باغ های معلق انگور» منتشر شده است در پایان سخنانش دو شعر برای حاضران خواند
راه بي نهايت
همايش بزرگ داشت تلاش هاي ادبي و فرهنگي
سيد محمدضيا قاسمي
دبير «خانه ادبيات افغانستان»
و
محبوبه ابراهيمي
مديرمسؤول مجله ادبي «فرخار»
به مناسبت بازگشت به سرزمين مادريشان، افغانستان
با حضور اهل فرهنگ و ادب افغانستان و ايران
ساعت پنج عصر پنج شنبه دهم جوزا (خرداد) 1386 خورشيدي
تهران. خيابان حافظ. روبه روي پليتكنيك. حوزه هنري. سالن شماره دو انديشه