گنجشک هاي حريص در ( حوزه هنري)
نوزدهمين نشست نقد و بررسي ادبيات افغانستان با همكاري مركز آ فرينشهاي ادبي حوزه هنري و خانه ادبيات افغانستان برگزار مي شود.
در اين نشست مجموعه شعر(گنجشك هاي حريص) سروده خانم فاطمه سجادي شاعره افغانستاني با حضور اسماعيل اميني شاعر؛ منتقد و مدرس دانشگاه نقد و بررسي خواهد شد.
خانم سجادي كه متولد سال 1362است؛ تا مقطع ديپلم تجربي در شهر مشهد درس خوانده است و در حال حاضر در تهران مشغول تحصيل در رشته حقوق است
سجادي نزديك به 6 سال است كه شعر مي گويد وكار هاي فرهنكي مي كند و حاصل تلاش اودر اين شش سال دو مجموعه شعر است اولي( گيسوان گيج) نام دارد كه مجموعه اي است از شعر شاعران جوان مهاجر و در سال 1384 در شهر مشهد به چاب رسيده است كتاب دوم (گنجشك هاي حريص)مجموعه اشعار خود شاعر است كه در سال 1368 توسط نشر عرفان در تهران منتشر شده است.
اين نشست روز پنج شنبه 28/ 3 /1388 ساعت 5 بعد از ظهر در تالار مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري بر گزار خواهد شد و حضور تمام اهالي فرهنگ و ادبيات آزاد است.
نشاني: خيابان حافظ تقاطع سميه و حافظ روبروي دانشگاه امير کبير حوزه هنري؛ سالن جلسات مرکزآفرينشهاي ادبي حوزه هنري.
نام آلبوم: صبا مزار میرم (آهنگهای فولکلور افغانستان)
آوازخوان: عبدالرحیم جعفری (عارف)
طراح جلد: محمدطاهر کریمی
ناشر: خانه ادبیات افغانستان
نوبت چاپ: اول 1388
شمارگان: هزار نسخه
خانه ادبیات افغانستان، نخستین مجموعه شنیداری موسیقی افغانستان را با عنوان «صبا مزار میرم»، اثر عبدالرحیم جعفری (عارف)، آهنگساز و آوازخوان معاصر افغانستان روانه بازار کرد. «صبا مزار میرم»، نخستین اثر در زمینه موسیقیایی است که خانه ادبیات افغانستان در ایران منتشر میکند.
در این لوح فشرده موسیقی، هفت آهنگ فولکوریک افغانستانی بازخوانی شده است و در پایان نیز یک آهنگ بیکلام قرار دارد. آهنگهای یادشده عبارتند از: صبا مزار میرم، گلافروز، بیبی شیرین، بهار عاشقان، دل بیمار، ها... لیلی، یا مولا.
برای دریافت این لوح فشرده میتوانید در این وبلاگ پیام بگذارید تا راهنمایی شوید.
نام کتاب: زیبای زیر خاک خفته
نویسنده: محمداعظم رهنورد زریاب
گزینش: محمدحسین محمدی
ناشر: خانه ادبیات افغانستان و انتشارات سوره مهر
نوبت چاپ: اول 1388
شمارگان: هزارو پانصد نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «زیبای زیر خاک خفته»، نوشته استاد محمداعظم رهنورد زریاب، داستاننویس بزرگ افغانستان را روانه بازار کرد. «زیبای زیر خاک خفته»، هفتمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان این بار در ایران و با همکاری انتشارات سوره مهر منتشر میکند.
در این کتاب، هجده داستان کوتاه از استاد رهنورد زریاب به چشم میخورد. این اثر در238 صفحه گرد آمده است. در آغاز و پایان این مجموعه، معرفی و نقدگونهای بر آثار رهنورد زریاب به قلم محمدحسین محمدی، داستاننویس معاصر کشور نقش بسته است.
داستانهای این مجموعه به این شرح است: مارهای زیر درختان سنجد، برف و نقشهای روی دیوار، کفتر، قلم، بلستی فراری، زیبای زیر خاک خفته، تابوتساز، یادداشتهای یک مرغ، و ماه عید بود، مدیر مجله، مرد کوهستان، پرده سرمهای رنگ، و به آخر رسیده بود، پیراهن گلدار، خواستم نویسنده شوم، هفت بار، گدیپران باز (بادبادک باز)، دوستی از شهری دور.
بخشی از داستان کوتاه «میخواستم نویسنده شوم» را با هم میخوانیم:
«نی، من نویسنده میشوم... خدایا، چه طور برایتان بفهمانم؟ شما بلزاک را نمیشناسید. چخوف را نمیشناسید. گوگول را نمیشناسید. اینها همه نویسنده بودند. داستان مینوشتند. قصه... قصههای خوب مینوشتند.» پدرم سرش را خم کرد و پرسید: «تو قصه چی چیز را میخواهی بنویسی؟» به وجد آمدم: «قصه زندگی را، قصه خودم را، قصه شما را، قصه مادرم را، قصه همسایهها را. میفهمید. این قصهها خیلی جالب استند. ارزش دارند». پدرم با علاقه پرسید: «بعد از آنکه نوشتی، چی میکنی؟» جواب دادم: «میدهم به مجلهها که چاپ شود تا مردم بخوانند، خود را و جامعه خود را بشناسند...».
پدرم با فریاد غضبآلودی سخنم را برید: «عجب! حالا فهمیدم که میخواهی ما را رسوا بسازی. افسانه مردم بسازی... مبارک باشد، مبارک باشد!»
نام کتاب: خروسان باغ بابر
نویسنده: حسین فخری
ویراستار: محمدحسین محمدی
طرح جلد: سیدمحسن حسینی
ناشر: خانه ادبیات افغانستان
تاریخ چاپ: 1387
نوبت چاپ: اول
شمارگان: هزار نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «خروسان بابر»، نوشته حسین فخری، داستاننویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «خروسان بابر»، ششمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر میکند.
حسین فخری، نویسنده و منتقد ادبی کشور، از داستاننویسانی است که سالها پیش نویسندگی را آغاز کرد و بیش از دهها اثر از وی در داخل و خارج کشور چاپ شده است. واپسین اثر داستانی فخری با نام «خروسان باغ بابر» در پنج بخش روایت میشود و 128 صفحه دارد. فخری اکنون در کابل زندگی میکند و یکی از فعالان کوشا در عرصه ادبیات کشور به شمار میرود.
بخشی از «خروسان باغ بابر» را با هم میخوانیم:
هر دو خروس رها میشوند. پرهای گردنشان را سیخ میسازند. با گردن خمیده مقابل هم میایستند و حالا نزن کی بزن! نول (نوک)ها و پاها و بالهایشان یک لحظه هم بیکار نیستند و سر و گردن یکدیگر را هدف قرار میدهند. ضربههای نول و لگدشان کمتر به خطا میرود. پرهاست که باد میشوند. پنج دقیقه و ده دقیقه همه خوشحال هستند و خوشحالی خود را با هیاهو و خنده ابراز میکنند. فقط پدر وقتی میبیند که خروسش یک بار تخته به پشت میافتد، خلقش تنگ و پیشانیاش ترش میگردد و در شادی عمومی شرکت نمیکند. اما خلیفه نبی از همه شادتر است و خوشحالی از لرزشی که سراپایش را فراگرفته، ظاهر است. پیر و جوان مثل خروسها قدقداس دارند. حلقه مرغبازان تنگتر میشود و هیاهو برمیخیزد.
نویسنده: عبدالواحد رفیعی
ویراستار: محمدحسین محمدی
طرح جلد: سیدمحسن حسینی
ناشر: خانه ادبیات افغانستان
تاریخ چاپ: 1387
نوبت چاپ: اول
شمارگان: هزار نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «بنای یادبود دموکراسی»، نوشته عبدالواحد رفیعی، داستاننویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «بنای یادبود دموکراسی»، پنجمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر میکند.
رفیعی، داستاننویس کشور در هرات زندگی میکند و پیش از این، مجموعه داستان «آشار» نیز از این نویسنده در خانه ادبیات افغانستان منتشر شده است. در این مجموعه داستانی طنز، سیزده داستان کوتاه در 78 صفحه گرد آمده است که عبارتند از: بنای یادبود دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی؛ کرایهنشینی؛ فایدههای شورش؛ مراسم گرامیداشت از یک نویسنده؛ احساسات پاک و راههای مقابله با آن؛ ساعت ده دقیقه مانده بود به دوازده؛ حکایتی چند در باب پارلمان و خصایص آن؛ ابتکارات از نوع افغانی؛ حیف شد که وندمان نگرفت؛ بلی، امروز هم به خیر گذشت؛ بهشت جای زندگی نیست، من که از خیر بهشت گذشتم؛ اندر باب قند، آنفلوآنزای مرغی و وزارت صحت مملکت؛ دوربین مخفی.
بخشی از داستان طنز بنای یادبود دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی را با هم میخوانیم:
حسب لزومدید مرکز و طبق فیصله شورای مرکزی بنیاد دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی در جلسه مورخ (تاریخ محفوظ) چنین تصمیم گرفته شد که برای ترویح هر چه بیشتر دموکراسی در میان عامه مردم، آشنایی مردم با حقوق بشر و گسترش و رواج فرهنگ جامعه مدنی و نهادینه کردن این فرهنگ در میان مردم عوام، فیصله به عمل آمد که در همه شهرهای مهم کشور، یک بنای یادبود تحت نام آبده تاریخی دموکراسی و حقوق بشر و جامعه مدنی بنیاد نهاده شود. موضوع جهت عملی نمودن این فیصله به شما ابلاغ شد تا هرچه زودتر اقدام نموده، کار اعمار بنای مذکور را در بهترین نقطه شهر از هر حیث شروع نمایید.
نام کتاب: سنگها و کوزهها
نویسنده: عزیزالله نهفته
ویراستار: محمدحسین محمدی
طرح جلد: حسین سینا
ناشر: خانه ادبیات افغانستان
تاریخ چاپ: 1387
نوبت چاپ: اول
شمارگان: هزار نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «سنگها و کوزهها»، نوشته عزیزالله نهفته، داستاننویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «سنگها و کوزهها»، چهارمین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر میکند.
نهفته داستانش را در بیست و هشت تکه روایی و 86 صفحه سامان داده است. این مجموعه از دلباختگی دو شخصیت داستان در افغانستان حکایت میکند که یکی، دختری هندوتبار است و دیگری، پسری افغان. این ماجرا در دوره طالبان رنگ دیگری میگیرد و حکایت مبارزه اجتماعی و فرهنگی شخصیت داستان با قوانین گوناگون طالبان و ادامه دادن زندگی، زاویههایی از زندگی شخصیت داستان را واگویه میکند. به طور کلی، ساختار داستان بیانگر رویدادهای تلخی است که در این سالها بر افغانستان گذشته است.
بخشی از برش پنجم این مجموعه داستانی را با هم میخوانیم:
پنهانی رفته بودم معبد. در حقیقت، راجیش کمکم کرده بود. چه مراسمی بود؟ نمیدانم. آشا در پیراهن و تنبان پنجابی نیلیرنگ از هر زمان دیگری زیباتر شده بود. این سومین بار بود که او را در این رنگ میدیدم. من سراپا هوس شده بودم. خواهشهای بیجایی هی به سراغم میآمدند و مرا به کاری تشویق میکردند که میدانستم طرح آن، دوستیام با آشا را خدشهدار خواهد ساخت.
نام کتاب: چهارشنبه آخر
نویسنده: تقی واحدی
ویراستار: محمدحسین محمدی
طرح جلد: سیدفاروق فریاد
ناشر: خانه ادبیات افغانستان
تاریخ چاپ: 1387
نوبت چاپ: اول
شمارگان: هزار نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «چهارشنبه آخر»، نوشته تقی واحدی، داستاننویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «چهارشنبه آخر»، سومین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر میکند.
در این کتاب، پانزده داستان کوتاه از تقی واحدی به چشم میخورد. این اثر در 108 صفحه گرد آمده است و هشتاد افغانی قیمت دارد. از تقی واحدی که اکنون در مزار شریف زندگی میکند، چند مجموعه دیگر نیز در سالهای گذشته در ایران و افغانستان به چاپ رسیده است، مانند: گلدان خالی (1382 نشر عرفان، تهران) گلیم باف (رمان، 1386 کابل). مجموعه افسانههای بومی«گل قاه قاه» نیز عنوان پایان نامه او در دانشکده ادبیات بلخ بود که بعد از یورش طالبان در مزار شریف، آسیب جدی دید و واحدی دوباره نویسیاش کرد که سر انجام در سال مولانا در مزار شریف منتشر شد.در مروری به داستانهای این مجموعه درمییابیم نگاه واحدی در این مجموعه متنوع است. در داستان «فابریکه نساجی گلپوش» با زبانی روایی روبهروییم که حادثهای را تقویموار میکاود. «لتوانیایی بدل» نیز مجموعهای از برشهای داستانی است که در بخشهای جداگانهای روایت میشوند. «کلکینچه» هم داستانی برای نوجوانان است.
داستانهای این مجموعه به این شرح است: سردار، ننه سکینه، گاو هفتادم، آن صبح، فابریکه نساجی گلپوش، چهارشنبه آخر، ولی، نانپز، شیر ـ بز، تا کودکستان، ازدحام تنهایی، ملوک، لتوانیایی بدل، ماهی و کلکینچه.
بخشی از داستان کوتاه «ملوک» را با هم میخوانیم:
گفتم بیا. چند بار با دست و چشم و زبان رساندم که بیا، لاکن گویا لبهایش شِرِشک (چسبناک) شده بود که از هم کنده نشد. چیزی نگفت و از جایش هم نَخِست (برنخاست). در شعاع بل بل (سوسوی) هریکین (فانوس)، صورت بیخونش را در خواب میدیدم و دو چشم وحشتزدهاش را که سیخ شده بودند طرف مه (من). متبسمانه پیش رفتم و دستم را پیش کردم. تعجب کردم که چرا چیغ نزد. آیا ترسید که مبادا خواهرانش بیدار شوند و آبرویش پیش آنها برود؟ شاید هم هیچ امیدی نداشت که کسی به فریادش برسد. وقتی مطمئن شدم که چیغ نمیزند، از دستش گرفتم و آوردم این سوتر که چیغ نمیزند. از دستش گرفتم و آوردم این سوتر که بوی تند شاش دماغم را خراشید. خشتکش کاملن تر شده بود، کاملن آغشته به شاش، اما با آنکه مثل یک شیرماهی خودش را از چنگم باربار خلاص کرد، کارم را کردم.
نام كتاب: شب كه از پوستمان گذشت
شاعر: محمدصادق دهقان
طرح جلد وصفحهآرایی: وحید عباسی
طراحی یونیفورم: سیدمحسن حسینی
تاریخ چاپ: 1387
نوبت چاپ: اول
شمارگان: هزار نسخه
خانه ادبیات افغانستان در ادامه انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه شعر «شب كه از پوستمان گذشت»، سروده محمدصادق دهقان، شاعر معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «شب كه از پوستمان گذشت»، دومین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر میکند.
«قنوت دریا» گزیده شعر دیگری از دهقان است كه در سال 1379 انتشار یافت. این دفتر شعر دربردارنده 40 پارچه شعر در قالب شعر سپید میباشد که در 94 صفحه منتشر میشود. دهقان در این دفتر تجربههای جدید خود را ارائه داده است؛ تجربههایی كه خواننده را جانب خود میكشاند و اشتیاق او را برای خواندن بیشتر، افزونتر میسازد. كارهایی كه در این دفتر انجام گرفته، قابل دقت و تأمل میباشد. دهقان سعی ورزیده تا راه تازهای را در قالب شعر سپید به تجربه بگیرد كه تا جایی به موفقیت نیز انجامیده است. البته فراز و فرودهایی هم به مشاهده میرسد، اما در كل می توان گفت دورنمای خوبی را در منظر خواننده قرار میدهد. آوردن اسامی متعدد خارجی، تصویرهای جدید، تركیبهای اضافی و بكر، گاه رویكرد بومی، استفاده از عنصر تكرار، آوانمایی، ایجاد فضای باز پارادوكسیكال، نگاه تجربهگرا وعینی، گاه استفاده از دیالوگهای داستانی و سینمایی، استفاده از عنصر روایت، جملههای طولانی و زبان نمادین از خصوصیات برجسته این دفتر میباشند. در كنار اینها، نگاه اجتماعی كه محتوای غالب سرودهها را دربرمی گیرد و زمانی جنبه انفرادی شخصی را نیز در خود می پذیرد؛ از دیگر صفات این دفتر به شمار میروند.
شعر کوتاهی از این دفتر را با هم میخوانیم:
ستاره ها شب آجین شده اند
«شهر، امن و امان است
بخسبید!»
داروغهی مست می گوید
و چه صداقتی در كلام او نهفته است؛
آری،
شهر، امن و امان است
شهر، شهر مردگان است.
نام كتاب: آشار
نویسنده: عبدالواحد رفیعی
ویراستار: محمدحسین محمدی
طرح جلد وصفحهآرایی: سیدمحسن حسینی
تاریخ چاپ: 1387
نوبت چاپ: اول
شمارگان: هزار نسخه

خانه ادبیات افغانستان در آغاز انتشار سلسله آثار ادبیات معاصر افغانستان، مجموعه داستان «آشار»، نوشته عبدالواحد رفیعی، داستاننویس معاصر افغانستان را روانه بازار کرد. «آشار»، اولین کتابی است که خانه ادبیات افغانستان در کابل منتشر میکند.
این کتاب، نخستین مجموعه داستان عبدالواحد رفیعی نیز به شمار میرود که در 104 صفحه با 12 عنوان داستان گرد آمده است. محمدحسین محمدی درباره این مجموعه در مقدمه كتاب چنین مینگارد:«فضای بومی و زبان بومی از دیگر ویژگیهای بارز داستانهای رفیعی است كه در آثار كمتر نویسنده امروز افغانستان میبینیم. او نشان میدهد كه مردمش را خوب میشناسد و با سنن، آداب، رسوم و حتا خرافات این مرز و بوم زندگی كرده است. گرچه زبان داستانی اش نیاز دارد پالودهتر شود تا خوانندگان بیشتری بیابد.
داستانهای آشار، برف باد و بازگشت سلیمان، نشان از نویسندهای دارند كه میتواند در روند داستان نویسی افغانستان حرفی برای گفتن داشته باشد و نقش بازی كند، البته اگر پیگیرتر و سختگیرانهتر به داستان بپردازد؛ چرا كه در همین داستانها نشان میدهد كه هرگاه سختگیرانهتر به داستان پرداخته، داستانهای خوب و ماندگاری خلق كرده است. من مطمئنم كه داستانهای آشار و برف باد در حافظه خوانندگان جدی داستان خواهد ماند و مردم عادی را نیز همراه خود میسازند.»
زبان داستانها ساده و روان است. هیچ پیچیدگی شاعرانه در آنها دیده نمیشود. حتا در جاهای مختلف نویسنده تلاش ورزیده تا مثلاً صدای پای اشخاص و صدای غژ غژ دروازه را نیز به همان صورت نشان دهد.
از کتاب سوزي تا کتاب شويي
بيانيه فرهنگيان مهاجر افغانستان
راجع به واقعه در آب افکندن هزاران جلد کتاب در ولايت نيمروز
كتاب، اين گنجينه معارف بشري، از ديرباز در ميان جوامع متمدن و فرهنگدوست حرمت خاصي داشته است، بهويژه در كشور ما كه داراي سابقه روشني در دانشدوستي و فرهنگپروري بوده است.
با اين همه نميتوان از ياد برد سرگذشتهاي تلخي را كه در مقاطعي از تاريخ بر كتابها و كتابخانهها در كشور ما رفته است، از دوران تهاجمهاي مغولان گرفته تا عصر حاكميت سياه طالبان. چنين بوده است كه جامعه ما گاه به گاه شاهد كتابسوزيها و كتابشوييها بوده است و چه خسارتها كه از اين ناحيه بر فرهنگ مكتوب كشور وارد شده است.
واقعه معدوم كردن و در آب افكندن كتابهاي متعلق به جمعي كتابفروش و ناشر در روز دوم جوزا (خرداد) 1388 كه در ولايت نيمروز و با آگاهي و هدايت وزارت اطلاعات و فرهنگ كشور صورت گرفت، يادآوري ماجراهايي بود كه پيش از اين بر سر كتاب و كتابخواني در كشور ما آمده بود، آن هم در روزگاري كه فرهنگ مكتوب كشور بيش از هر زمان ديگر آسيب ديده است و دولت اسلامي افغانستان هم بيش از هر زمان ديگر مدعي رعايت قانونمداري و مردمسالاري است.
ما، مراکز و مؤسسات فرهنگي،هنري،ادبي، دانشجويي و جمعي از نويسندگان، ناشران، ويراستاران و روزنامهنگاران كشور ضمن نگراني از وقوع چنين حوادثي در زمانهاي كه فرهنگ جهاني به سوي مدارا و شكيبايي ميل دارد، ضمن اظهار همدردي با كتابفروشان و ناشران خدومي كه در اين زمانه عسرت سرمايه مادي و معنوي خود را صرف گسترش فرهنگ كتابخواني كردهاند، اين رفتار متعصبانه و غيرمنصفانه را محكوم ميكنيم و از دولت افغانستان خواستاريم كه ضمن اعاده حيثيت از خدمتگزاران كتاب و كتابخواني در كشور و جبران خسارت سنگيني كه از اين ناحيه بر آنان وارد شده است، مانع تداوم چنين رفتارهايي شود.
همچنين از دستگاههاي مسئول خواستاريم كه با تنفيذ و اجراي قوانين و مقرراتي شفاف و جامع براي نظارت بر انتشار و خريد و فروش كتاب، ضمن پرهيز از رفتارهاي خشن و غيرفرهنگي كه ديگر زمان آن سپري شده است، اين زمينه را فراهم آورند كه ناشران و كتابفروشان كشور با احساس امنيت مادي و معنوي به خدمت خويش ادامه دهند، چون هيچ پسنديده نيست كه ارگانهايي كه عليرغم وظيفه فرهنگي خود در اين سالها حتي يك عنوان كتاب سودمند در زمينه فرهنگ و دانش كشور منتشر نكردهاند، فقط وظيفه محو و نابودكردن كتابها را برعهده داشته باشند، آن هم بدون احساس مسئوليت نسبت به خسارتي كه از اين ناحيه متوجه فرهنگ و دانش و خدمتگزاران آن در كشور ميشود.
1- مؤسسه فرهنگي،هنري وادبي (در دري).
2- خانه ادبيات افغانستان.
3- انتشارات عرفان(محمد ابراهيم شريعتي افغانستاني).
4- خانه کودکان افغانستان.
5- شوراي سرپرستي مدارس خود گردان مهاجرين.
6- شوراي فرهنگي آموزش مدارس مهاجرين.
7- مؤسسه هنري هادي فيلم.
8- مؤسسه فرهنگي هنري نما فيلم.
9- انجمن فرهنگيان و هنرمندان افغانستان.
10-انجمن ادبي کلمه.
11-مؤسسه فرهنگي اجتماعي سراج.
12-نهاد علمي فرهنگي کوثر.
13-بنياد فرهنگي تحقيقاتي علامه شهيد بلخي.
14-مؤسسه فرهنگي پژوهشي راه فرداي افغانستان.
15-مجمع فرهنگي دانشجويان افغانستان(فدا).
16-کانون تحصيل کردگان افغانستان.
17-نشريه بلخ دانشجويان افغانستاني دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران.
18-انجمن مناديان همبستگي.
19-انجمن دانشجويان افغانستاني دانشگاه هاي اصفهان
20-هيئت تحرير فصلنامه علمي پژوهشي کلکين دانشگاه اصفهان.
21-انجمن فرهنگي هنري سايه بان آبي
22-مجمع دانشگاهيان افغانستان
23-مؤسسه علمي فرهنگي افق نوين
24- فرهنگيان افغانستاني مقيم اصفهان وجمع بسياري از فرهنگيان ساکن شهر هاي تهران،مشهد، قم، شيراز و...